محمدرضا قائمی نیک
چکیده
آدام اسمیت در دو کتاب نظریۀ عواطف اخلاقی و ثروت ملل، رویکردی نوین به فلسفۀ اخلاق و اقتصاد ارائه میدهد. وی با تمرکز بر مفاهیمی چون همدلی، قوۀ تخیل و ناظر بیطرف، بنیانهای فلسفی اقتصاد خود را شکل میدهد. در مقایسه با رویکرد ارسطو و توماس آکویناس که میان احساسات انسانی و عقل/خداوند گسست قائل بودند، اسمیت و هیوم تلاش کردند مبنای اخلاق ...
بیشتر
آدام اسمیت در دو کتاب نظریۀ عواطف اخلاقی و ثروت ملل، رویکردی نوین به فلسفۀ اخلاق و اقتصاد ارائه میدهد. وی با تمرکز بر مفاهیمی چون همدلی، قوۀ تخیل و ناظر بیطرف، بنیانهای فلسفی اقتصاد خود را شکل میدهد. در مقایسه با رویکرد ارسطو و توماس آکویناس که میان احساسات انسانی و عقل/خداوند گسست قائل بودند، اسمیت و هیوم تلاش کردند مبنای اخلاق را در قلمرو تخیل و همدلی تعریف کنند. این رویکرد اگرچه منجر به نفی حسن و قبح ذاتی میشود، اما نگاهی متفاوت به مفاهیم اخلاقی ارائه میدهد. نقد جان میلبنک به دیدگاه الهیاتی اسمیت و پیشنهاد حکمت متعالیۀ ملاصدرا با طرح تجرد مثالی، راهحلی برای غلبه بر این گسست ارائه میدهد. تجرد مثالی در دیدگاه ملاصدرا هم برای همۀ انسانها قابل دسترس است و هم امکان حفظ حسن و قبح ذاتی را فراهم میکند. این رویکرد میتواند مبنای اخلاقی برای اقتصاد اسلامی باشد، هرچند دستیابی به الگوی عملیاتی، نیازمند پژوهشهای بیشتر است.