بازشناسی ساختار درونی اقتصاد اسلامی در سایۀ نظریۀ صدق و توجیه فیلسوفان صدرایی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

سـطح 4 حـوزه علمیـه قـم، پژوهشـگر گـروه فقـه اقتصـاد، مؤسسـه عالـی فقـه و علـوم اسلـامی، قـم، ایـران.

چکیده

نظریۀ صدق و نظریۀ توجیه فیلسوفان صدرایی به علت تفاوت با نظریات فلاسفۀ غربی، آثار مهمی بر ترکیب مبانی نظری، ساختار و ماهیت نظریات اقتصادی، تعریف و روش کاربردی علم اقتصاد دارد. استفاده از این نظریات می‌تواند از مسیر تغییر ساختار درونی اقتصاد اسلامی، زمینه‌ساز اصلاح نظریات اقتصادی موجود و تأسیس نظریات جدید گردد. اما از یک سو، استفاده از آرای مذکور در این زمینه چندان مورد توجه اقتصاددانان اسلامی واقع نشده و از سوی دیگر، عدم توجه به ملاک قضایای اعتباری در نظریۀ صدق و اکتفا به ملاک ابتناء در نظریۀ توجیه موجب عدم جامعیت نظریۀ مورد استفاده‌ برخی دیگر از اقتصاددانان اسلامی شده است. این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و همچنین روش اکتشافی، ابتدا تبیین جامعی از رویکرد فیلسوفان صدرایی در این زمینه ارائه کند و سپس ساختار درونی اقتصاد اسلامی را بر اساس آن بازسازی نماید. مطابق نتایج مقاله، در نظریۀ صدق، ملاک تحلیل در مفاهیم، فروض و گزاره‌های حقیقی اقتصاد اسلامی، نظریۀ مطابقت و در مفاهیم، فروض و گزاره‌های تجویزی-اعتباری، معقولیت هدف و راه رسیدن به آن است. یافته‌های مقاله در نظریۀ توجیه نیز نوعی مبناگرایی عقلی با توجه به لزوم انسجام در اقتصاد اسلامی است. مبناگرایی با تأثیر بر منطق سلسله‌مراتبی مبادی نظریۀ اقتصادی، حوزه‌های فعال مطالعات اقتصادی، تعریف علم اقتصاد اسلامی، عامل اصلی در نظریۀ اقتصاد اسلامی و روش کاربردی آن، مسیر این علم را در استفاده از مبادی ترسیم می‌کند. لزوم رعایت انسجام در طول مبناگرایی نیز علاوه بر حفظ انسجام درونی ارزشها، اقتصاد اسلامی را تبدیل به حکمتی عملی می‌کند که در کنار وام گرفتن برخی مبادی خود از حکمت نظری، اهداف بخش تجویزی اقتصاد اسلامی(نظام اقتصادی اسلام) را دنبال می‌کند و دارای ابعاد تبیینی، تجویزی و تدبیری-سیاستی سازگار است. فایدۀ نظریۀ توجیه مذکور برای اقتصاد اسلامی، حفظ عینیت در عین غایتمندی است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reconstructing the Internal Structure of Islamic Economics in Light of the Sadraean Theories of Truth and Justification

نویسنده [English]

  • MohammadAli FarahaniFard
Level 4, Qom Seminary, Researcher in the Department of Economic Jurisprudence, Higher Institute of Jurisprudence and Islamic Sciences
چکیده [English]

The Sadraean theories of truth and justification, differing fundamentally from Western philosophical views, have significant implications for the theoretical foundations, structure, and nature of economic theories, as well as the definition and practical methodology of economics. Applying these theories can pave the way for transforming the internal structure of Islamic economics, facilitating both the reform of existing economic theories and the establishment of new ones. However, on one hand, these perspectives have not received sufficient attention from Islamic economists, and on the other hand, neglecting the criterion of normative-propositional statements in Sadra’s theory of truth, while relying solely on the foundational criterion in his theory of justification, has led to a lack of comprehensiveness in some Islamic economic approaches. This paper uses descriptive-analytical and exploratory methods to first provide a comprehensive explanation of the Sadraean philosophers’ approach in this field, and then reconstruct the internal structure of Islamic economics based on it. According to the findings, in the theory of truth, the correspondence criterion governs the analysis of concepts, assumptions, and factual propositions in Islamic economics, while the rationality of goals and the means to achieve them governs normative-propositional and evaluative statements. The theory of justification reveals a form of rational foundationalism emphasizing the necessity of coherence within Islamic economics. This foundationalism influences the hierarchical logic of the theoretical premises, the active domains of economic studies, the definition of Islamic economics, its key agents, and its applied methodology, thereby shaping the discipline’s trajectory. The requirement of coherence, in addition to preserving internal consistency among values, transforms into a practical wisdom that, by borrowing some premises from theoretical wisdom, pursues the objectives of the Islamic economic system with explanatory, normative, and policy-oriented dimensions in harmony. The theoretical benefit of this justification theory for Islamic economics lies in maintaining objectivity while simultaneously upholding its teleological orientation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • internal structure of science
  • Islamic economics
  • theory of truth
  • theory of justification
  • epistemology
  • foundationalism
  • coherence
  • realism
  1. بلاگ، مارک. (1380). روش‌شناسی علم اقتصاد: اقتصاددانان چگونه تبیین می‌کنند؟ تهران: نشر نی.
  2. پارسانیا، حمید. (1392). نظریه و فرهنگ: روش‌شناسی بنیادین تکوین نظریه‌های علمی. راهبرد فرهنگ، ش23، ص7-28.
  3. پویمن، لوئیس پی. (1387). معرفت شناسی: مقدمه‌ای بر نظریه شناخت. تهران: دانشگاه امام صادق.
  4. توکلی، محمدجواد. (1395). پژوهشی در تعیین حدود و مرزهای مبانی معرفت‌شناختی اقتصاد اسلامی. معرفت اقتصاد اسلامی، ش15، ص41-62.
  5. جابری، علی. (1388). تجزیه و تحلیل مبانی معرفت شناختی و ارزشی علم اقتصاد متعارف و علم اقتصاد اسلامی. پایان‌نامه دکترا، قم: موسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
  6. حسین‌زاده، محمد. (1388). معرفت‌شناسی: سلسله دروس اندیشه‌های بنیادین اسلامی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ص111-115.
  7. خسروپناه، عبدالحسین. (1379). تئوری‌های صدق. فصلنامه ذهن، ش1، ص29-45.
  8. خسروپناه، عبدالحسین و عاشوری، مهدی. (1393). رئالیسم معرفتی. تهران: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
  9. خسروپناه، عبدالحسین. (1394). روش‌شناسی علوم اجتماعی. تهران: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
  10. دادجو، ابراهیم. (1394). نظریه‌های توجیه و مبناگرایی. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.
  11. دادجو، ابراهیم. (1398). نقدی بر ادّعای ردّپای واقع‌گرایی ساختاری در فلسفه اسلامی. فصنامه علوم انسانی اسلامی صدرا، ش28و29، ص250-255.
  12. دادجو، ابراهیم. (1399). نقادی واقع‌گرایی شبکه‌ای. فصلنامه علمی پژوهشی حکمت اسلامی، ش26، ص73-92.
  13. دادجو، ابراهیم. (1401ش). توجیه صدق قضایای نظری: توفیق‌گرایی. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، کرسی علمی ترویجی. بازیابی‌شده از: https://iict.ac.ir/1401/09/tojih-2.
  14. شریفی، احمدحسین. (1386). موصوف صدق در نظریه مطابقت. معرفت فلسفی، ش15، ص73-126.
  15. صدرالمتألهین. (1981م). الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه. بیروت: داراحیاء التراث.
  16. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم. (1362). اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه. تصحیح، ترجمه و شرح عبدالمحسن مشکوۀالدینی. تهران: آگاه.
  17. صدر، سیدمحمدباقر. (1417ق). اقتصادنا. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
  18. الطباطبایی، السید محمد حسین. (1428ق). مجموعه رسائل العلامه الطباطبایی. تحقیق الشیخ صباح الربیعی. قم: مکتبۀ فدک لاحیاء التراث، رسالۀ الاعتبارات.
  19. طباطبایی، سید محمدحسین. (1385). اصول فلسفه و روش رئالیسم. تهران: نشر حکمت.
  20. طباطبایی، سید محمدحسین. (1387). برهان. قم: بوستان کتاب.
  21. طباطبایی، سید محمدحسین. (1404ق). نهایه‌الحکمه. قم: طبعۀ جامعۀ المدرسین.
  22. طباطبایی، سید محمد حسین. (1428ق). مجموعۀ رسائل العلامه الطباطبایی (ره). قم: مکتبۀ فدک.
  23. عارفی، عباس. (1381). معرفت و گونه‌های توجیه. مجله ذهن، ش9. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.
  24. عیسوی، محمود. (1379). معرفت‌شناسی، عقلانیت و اقتصاد. فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق، ش11، ص9.
  25. غنی‌نژاد اهری، موسی. (1376). مقدمه‌ای بر معرفت‌شناسی علم اقتصاد. تهران: موسسۀ عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه.
  26. کیاشمشکی، ابوالفضل. (1397). گفتگو: ردّپای واقع‌گرایی ساختاری در فلسفه اسلامی. فصلنامۀ علوم انسانی اسلامی صدرا، ش26و27، ص265.
  27. فارابی، ابونصر. (1996). کتاب السیاسة المدنیة. بیروت: مکتبۀ الهلال.
  28. فتحی‌زاده، مرتضی. (1382). نظریۀ انسجام صدق. فصلنامۀ ذهن. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، ش13، ص81-96.
  29. مدنی‌فر، محمدرضا و سجادیه، نرگس. (1394). ساختار معرفتی فلسفه‌های تعلیم و تربیت اسلامی: مبناگروی یا انسجام‌گروی. تعلیم و تربیت، ش123، ص9.
  30. مصباح یزدی، محمدتقی. (1391). آموزش فلسفه. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
  31. معرفی‌محمدی، عبدالحمید. (1391). روش‌شناسی علم اقتصاد و مسئلۀ صدق. فصلنامه علمی پژوهشی روش‌شناسی علوم انسانی، ش71، ص145-181.
  32. مینی، پیرو. (1375). فلسفه و اقتصاد. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  33. الیزدی، المولی عبدالله بن الحسین. (1427ق). الحاشیه علی تهذیب المنطق. قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.
  34. Audi, R. (1999). “coherentism”. In The Cambridge dictionary of philosophy. Cambridge.
  35. Friedman, Milton. (2008). “Methodology of positive economics”. In Daniel Hausman, Philosophy of economics.
  36. Klein, Peter D. (1998). “Epistemology”. In Routledge encyclopedia of philosophy, p2492. London: Routledge.
  37. Maki, Uskali. (2012). “Realism and antirealism about economics”. Handbook of the philosophy of science, Volume13: philosophy of economics. UK: Elsevier, p8.
  38. McCloskey, Deirdre N. (2008). “The Rhetoric of This Economics”. In Hausman, Daniel M., Philosophy of Economics an Ontology, 3rd Edition. Cambridge: Cambridge University Press.
  39. Mill, John Stuart. (2011). Encyclopædia Britannica. Chicago: Encyclopædia Britannica Ultimate Reference Suite.
  40. Nelson, Julie A. (2008). “Feminism and Economics”. In Hausman, Daniel M., Philosophy of Economics an Ontology, 3rd Edition. Cambridge: Cambridge University Press.
  41. Pappas, George S. (1998). “History of Epistemology”. In Routledge Encyclopedia of philosophy, Ver. 1. London and New York: Routledge, p2513.
  42. Glanzberg, Michael. (2021). “Truth”. In Edward N. Zalta (ed.), The Stanford Encyclopedia of Philosophy. https://plato.stanford.edu/archives/sum2021/entries/truth/.